خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

دوست دانشجویی از نبود کار و این زندگی نکبت بار با وجود حضرات گلایه می کرد. در جواب گفتم در پناه جمهوری اسلامی دانشجویان همه بیکار هستند و الاف می گردند. در پناه جمهوری اسلامی است که دانشجویان یا در زندان هستند و یا اگر در بیرون از زندان بسر می برند طعم تلخ حقارت و اینکه درس خواندن در این مملکت خراب شده چه فایده داشته است مواجه می گردند. در پناه جمهوری اسلامی کنکور سهمیه بندی می گردد و افرادی که به بسیج تعلق دارند با رتبه های نازل ناگهان صعود می کنند. بین فرزندان این خاک تفاوت قایل می شوند و فرزندان شهدا را بدون در نظر گرفتن صلاحیت وارد دانشگاه های عالی می کنند.
در پناه جمهوری اسلامی است که اساتید و دانشمندان این خاک را از کشور فراری می دهند و دانشجویان در پی مهاجرت برای درس خواندن لحظه شماری می کنند.
در پناه جمهوری اسلامی به دختران و ناموس مردم تجاوز می کنند ، افراد را در مسجد محل عبادت خدا شکنجه می کنند ، کتک می زنند و تهدید به تجاوز می کنند.
در پناه جمهوری اسلامی به هزاران سال قبل بر می گردند و یک انسان را می پرستند ، به سوی او مشتهای گره کرده شان را نشانه می برند ، برای مخالف او آرزوی مرگ می کنند ، جا پای او را می بوسند و بو می کشند ، از او بت می سازند ، بت پرستی جدید اما این بار بت جاندار!
در پناه جمهوری اسلامی افراد این خاک را شهروند درجه دو و سه می خوانند ، او را سهمیه بندی و خوشه بندی میکنند ، کاسه گدایی را دستش می دهند تا پول را در قالب سهام عدالت یا یارانه نقدی در کاسه اش بریزند ، از او رای بخرند تا بقای قدرتشان تضمین گردد. در جمهوری اسلامی افراد را دنبال ماشین رییس کشور می دوانند تا نشان دهند او محبوب است!
در پناه جمهوری اسلامی یک شبه ده روزنامه را توقیف می کنند و در عرض 7 سال صدها روزنامه و مجله مخالف توقیف و لغو امتیاز می شود.در پناه جمهوری اسلامی اژدهای هفت سر سپاه وارد کارهای اقتصادی می شود از رانت ها و روابط ویژه استفاده می کند. اینها را هزینه سرکوب مردم می کند،رییس جمهور تعیین می کند ، به پشتیبانی از رهبر تو دهن ملت می زند ، روز روشن در انتخابات تقلب می کند و هیچ نظارتی را بر سر خود نمی بیند.
در پناه جمهوری اسلامی فردی در عرض ده سال ملیاردر می شود و انقلاب مستضعفین را به انقلاب مستکبرین و سرمایداری تبدیل می کند.
در پناه جمهوری اسلامی فردی از فقر کنار خیابان جان می سپارد ، بچه ها کنار خیابان گل می فروشند و در بچگی عزت و آبروی خود را ازدست می دهند و آقازاده ها و سرمایه داران وابسته به فلان نهاد نظامی یا خاص مشغول جابجایی حسابهای بانکی خود هستند.
اما مگر برایمان فرقی هم می کند؟ همه دچار زندگی و مشکلات روزمره هستیم و غافل از این بدبختی های بزرگ . پس زندگی نکبت بار چه معنی می دهد؟ ما بسیار خوب زندگی می کنیم و این کیفیت زندگی را خود بوجود آوردیم و از ماست که بر ماست. اصلا چه جای اعتراض است. بگذار زندگی مان را بکنیم!

يک پيشنهاد

از دوستاني که توانايي اضافه کردن موضوعات داغ دارند تقاضا دارم هر هفته براي زنده نگاهداشتن ياد شهداي سبز و کساني که جان خود را در راه آزادي و آرمان حق طلبانه شان از دست دادند ، موضوعي داغ اضافه شود و با جمع آوري لينکها و عکسها يا احيانا کليپهايي اين کار انجام شود. اگر يک کاربر اين وظيفه را برعهده بگيرد و متمرکز روي اين فعاليت شود بهتر است و جون يک هفته وقت در اختيار دارد با ايده هاي خودش اين کار را به بهترين شکل انجام ميدهد.

تاييد دو قسمت بودن فلسطين و به رسميت شناختن اسراييل/ امام حکم اعدام صادر مي کرد/ شجوني مجاهدين را بهتر از هر کسي با ذکر جزييات تعريف کرد / رزمندگان اسلام با پاهاي بريده به جبهه مي شتافتند (حالا چه جوري خدا عالمه) … اين ليست را تکميل کنيد !

بعد از تعطيلي برنامه رو به فردا که سعي داشت نمايندگاني را از دو طرف و از دو جبهه وارد مناظره کند و لرزه اي که بواسطه حقايق گفته شده در مناظره ها بر اندام کودتاچيان انداخت اکنون رو به مناظره هاي يک طرفه آوردند که حرف هاي مورد پسند آقايان گفته شود. البته اين خواص نزديک به آقا شامل جواد لاريجاني ، حسينيان ، رسايي ، شجوني و شريعتمداري و … مي شود که جزو جناح تندرو و هتاک و بدنام نزد افکار عمومي هستند. اين امر نشان ميدهد که حتي معتدلين جناح مقابل از وضع راضي نيستند و خامنه اي در اين ميان شاهي تنها در صفحه شطرنج است که بواسطه رفتار خودش حتي حمايت جهره هايي معتدل تر را از خود دريغ کرده است.

از سعيد محسن ها ، بديع زادگانها ، حنيف نژادها ، گلسرخي ها ، بخارايي ها تا قربانيان دهه شصت و اينک در دهه 80 محمد علي زماني و آرش رحمان دوست . جوخه هاي اعدام زمان فرزندان اين مرز و بوم را يکي بعد از ديگري پرپر مي کند و حکومتهاي مستبد و خونخوار يکي پس از ديگري جنايت و ظلم خود را توجيه و راهي براي بقاي خود مي داند. شاه وجود حکومت خود را در کتابچه اي براي رسيدن به تمدن بزرگ ضروري براي آينده مي شمارد و حکومت فعلي هم بقاي خود را در جهت زمينه سازي براي ظهور امام زمان لازم ميداند. آن حکومت اقدامات مخالفان خود را تحمل نمي کرد ، آنها را اعدام مي کرد و زندانهاي بلند مدت برايشان تدارک مي ديد ، ارتجاع سرخ و سياه را شايسته مخالفان مي دانست و آنها را آشوبگر مي خواند و اين رژيم مخالفان خود را اغتشاشگر مي خواند، انها را فتنه و سرانشان را رهبران فتنه مي خواند ، به اعدام و کشتن روي مي آورد و آنها را خط گرفته از خارج مي داند. تاريخ به درازاي خود اسرار و داستانهاي ناگفته و گفته فراوان دارد اما هيچگاه اينطور و در عرض 30 سال روايتگر بي رحمي و شقاوت حکومتها نبوده است. به راستي چه عاملي باعث مي شود حکومتي بر بناي يک انقلاب اسلامي و به قصد اصلاح جامعه و فراهم اوردن آزادي و استقلال قرار گيرد و به فاصله کوتاهي از حکومت ماقبل خود سياهتر شود؟ انقلاب چه ويژگي هايي داشت و دارد که مارا به همان خانه اول باز مي گرداند؟پاسخ را بايد در رفتار جويندگان آزادي و حکومت ها دانست.

جدا باید روی این طرح کار کرد . این ده روز الله اکبر گفتن باعث تهییح و تحریک مردم و حساس تر شدنشون میشه و زمینه را برای حضور ملیونی فراهم میکند. فرصتها مانند ابر می گزرند و تک تک ما در برابر ندا و سهرابها مسئولیم اگر این ده شب را سکوت کنیم و در خانه بمانیم. حضور ده دقیقه ای درکوچه ها و گفتن الله کبر به پاس و یاد همه خونهای ریخته شده وظیفه کمترین ماست که باید ادا کنیم. در هر محله ای حتی اگر کم هستیم اما باز هستیم و وجود داریم ! من به دیگران کار ندارم و اما خودم اعتقاد به راهی که می روم دارم . پس بنابراین سکوت نخواهم کرد. پیش به سوی ده شب سبز …

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.